بسیج پایگاه عاشقان اباعبد الله:خ ـ شریعتی ـ باغ صبا ـ بن بست نوریانیاد یاران سفر کرده به خیر . . . معراجیان از شط خون معراج کردند با داغ خود صبر مرا تاراج کردند یاران من رفتند و من در خواب ماندم در خواب سنگین با دلی بی تاب ماندم یاران من در کار خود هشیار بودند هرچند مست از باده ی ایثار بودند یاران من جان بر سر باور نهادند بر خط ایمان دست و پا و سر نهادند یاران من رفتند و من مهجور ماندم من با جهانی آرزو در گور ماندم« شبی من گرم او( خدا) و مشغول مناجات تضرع و راز و نیاز با معشوق بودم. دیدم پروانه‌ای آمد دور چراغ - گردسوزهای سابق- هی گردش کرد تا یک طرف بدن خود را به چراغ زد و افتاد، اما جان نداد، با زحمت زیاد مجدداً خود را حرکت داد و آمد و آن طرف بدنش را به چراغ زد و خود را هلاک کرد، در این جریان به من الهام کردند: فلانی! عشق بازی را از این حیوان یاد بگیر، دیگر ادعایی در وجودت نباشد، حقیقت عشق بازی و محبت به معشوق همین بود که این حیوان انجام داد. من از این داستان عجیب درس گرفتم، حالم عوض شد ... »


سه شنبه 3 مرداد ماه سال 1385

هوالرفیق

 

با سلام و درود فراوان بر شما و وبلاگتان  ضمن آرزوی سعادتمندی و تندرستی من باز هم سر زدم و سیراب شدم ...

اول این یه یادگاری  رو از ما داشته باش :

هرکس که طعم محبت خدا و لذت مناجات با وی را چشید دل از همه دنیا برید و تنها عشق معشوق را سرلوحه خویش قرار داد.

خداوندی که میفرماید اگر بندگان میدانستند چقدر به آنها مشتاقم...

وای از این غفلت و امان از این دلهای خواب آلوده

 

بنده را نباید که به دو خصلت اعتماد کند :عافیت و توانگری ،که ناگاه در اثنای

تندرستی او را بیمار بینی و در اثنای توانگری تنگدست

هر کس مصیبتهای کوچک را بزرگ شمارد ،خدای او را به مصیبت های بزرگ

گرفتار فرماید

به یاد آورید که لذت ها پایان پذیرد و آثار زشت آن بر جای می ماند

ادب آن بس که آنچه از دیگران نپسندی از آن دوری گزینی

هر کس با حق در آویزد حق او را به سر در اندازد

از سخنان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه




راستی  دوست عزیز وبلاگ ما هم باز هم بروز
خوشحال خواهم شد سر بزنید و نظرت رو بگی(راجح به مطالب و وبلاگ ) به امید دیدار شما

اگه قابل بودیم تبادل لینک داشته باشیم
عطش

<<               >>
<< >>

عناوین آخرین یادداشت ها

هر انسانی را لیله القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و «حر» را نیز شب قدر اینچنین پیش آمد «عمر بن سعد» را نیز من و تو را هم پیش خواهد آمد

هیچ میدونی لذت وبلاگ نویسی به خوندن نظرات شماست